تبليغاتX
ترانه های رضا راد

بیا که تابستونه فصل سیر و سفره

سربزن به کلبه ام سادگیش دل می بره

...

    ...

        ...

            ...

رواق منظر چشم من آشیانه ی تو

کرم نما و فرود آ که کلبه خانه ی تو

 

ترانه را از اینجا  بشنوید

 

 

کلبه

 

بوي جنگل تو بهار

عطر خوب سبزه زار

چهچه   چلچله ها

نغمه های  چشمه سار

 

سرخي تنگ غروب

قاصد هواي خوب

هجرت پرنده ها

از شمال تا به جنوب

 

نم نم بارون پاك

رو تن تشنه ی خاك

جون مي ده به ريشه و

ساقه هاي ترد تاك

 

توي جنگل خدا

كلبه ی  چوبي ما

پره ياد و خاطره

پر ه آهنگ و صدا

 

پشت قاب پنجـــره     رو نــــــوار خاطره

توي ذهنم سر زده     روزاي خوش منظره

 

روزاي آبي عشق

روزاي سبز صفا

روزاي صادق و پاك

روزاي بي ادعا

 

روز خوب خوندن

غزل يكي شدن

روز جون گرفتن

گل گلخونه ی من

 

تا گره خورده نگات

رو نگاه عاشقم

توي گلخونه ی دل

پا گرفت شقايقم

 

اين كلاف عاشقي

كوره و وا نميشه

غير تو مهر كسي

تو دلم جا نميشه

 

پشت قاب پنـــجره       رو نــــــوار خاطره

توي ذهنم سر زده       روزاي خوش منظره

 

خواننده : مهدی صمدی

آهنگساز و تنظیم : محمد جواد جعفر زاده

ویلن ۱ و ۲ : میثم مروستی - ایمان جعفری

فلوت : ناصر رحیمی 

ترانه سرا : رضا راد

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 23:43  توسط رضا راد  | 


با سلامی به رنگ تنگ غروب آسمون

 روز مادرو به همه شما دوستان همترانه تبریک عرض می کنم

دوستان  بیاد داشته باشید که رفیق بی کلک مادر آسمونیه و بهشت هم زیر پاشه پس هوا شو داشته باشید که جلدی نپره هوا پروازو هم بخاطر داشته باشید که پرنده رفتنیه

ترانه ی آسمونی تقدیم به  روح پاک همه ی مادرای آسمونی که تا خود خدا پر زدن 

  ترانه رو از اینجابشنوید

 آسمونی

 آسمونی آسمونی          پر گرفتی تا نمونی

توی قلبم تا همیشه       مونده از تو  صد نشونی

 

تو نگاه بی گناهت مثه مریم پاک پاکه

دل تو مثه یه دریا  دل من اسیر خاکه

 

تو غروب این جدائی        ای ستاره تو کجائی

گریه کردم عاشقونه        با صدای بی صدائی

 

*    *    *

 

نور مهتاب تا می شینه تو اتاق سوت و کورم

قاب عکست روی طاقچه میگه از تو خیلی دورم

خاطراتت تو دل شب بهترینه لحظه هامه

اشک ماتم قطره قطره  نقطه های نامه هامه

 

تو غروب این جدائی          ای ستاره تو کجائی

گریه کردم عاشقونه         با صدای بی صدائی

 

آهنگ و اجرا : پیمان حاجی زاده

تنظیم:  عارف علی پور

تار : محمد بیجاد

ویلن : محمد عمران پور

گیتار :پیمان حاجی زاده

ترانه سرا : رضا راد

 

برای دوستان اهل احساس حسن ختام این پست متن کامل شعر  ای وای مادرم از استاد شهریار :

 

ای وای مادرم

 

آهسته باز از بغل پله ها گذشت

در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود

اما گرفته دور و برش هاله ای سیاه

او مرده است و باز پرستار حال ماست

 

در زندگی ما همه جا وول می خورد

هر کنج خانه صحنه ای از داستان اوست

در ختم خویش هم به سر و کار خویش بود

بیچاره مادرم

 

هر روز می گذشت از این زیر پله ها

آهسته تا بهم نزند خواب ناز من

امروز هم گذشت

در بازو بسته شد

 

با پشت خم از این بغل کوچه می رود

چادر نماز گل گلی انداخته بسر

کفش چروک خورده  و جوراب وصله دار

او فکر بچه هاست

 

هر جا شده هویچ هم امروز می خرد

بیچار پیره زن پره برف است کوچه ها

او از میان کلفت و نوکر زشهر خویش

آمد بجستجوی منو سرنوشت من

 

آمد چهار طفل دیگر هم بزرگ کرد

آمد و پیت نفت گرفته به زیر بال

هر شب در آید از در یک خانه چون فقیر

روشن کند چراغ دلم عشق نیمه جان

 

او را گذشته ایست سزاوار احترام

تبریز ما دور نمای قدیم شهر

در باغ بیشه خانه ی مردی با خدا

هر صحن و هر سراچه یکی دادگستری است

 

اینجا به دادنامه ی مظلوم می رسند

اینجا کفیل خرج موکل بود و وکیل

مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق

در بازو سفره پهن

 

بر سفره اش چه گرسنه ها سیر می شوند

یک زن مدیر گردش این چرخ و دستگاه

او مادر من است

انصاف می دهم که پدر راد مرد بود

 

با آنهمه در آمد سرشار از حلال

روزی که مرد روزی یک سال نداشت

اما قطارهای پر از زاد آخرت

وز پی هنوز قافله های دعای خیر

 

این مادر از چنان پدری یادگار بود

تنها نه مادر من و درماندگان خیل

او یک چراغ روشن ایل و قبیله بود

خاموش شد دریغ

 

نه او نمرده می شنوم من صدای او

با بچه ها هنوز سرو کله می زند

ناهید لال شو

بیژن برو کنار

 

کفگیر بی صدا

دارد برای ناخوش خود آش می پزد

او مرد و در کنار پدر زیر خاک رفت

اقوامش آمدند پی سر سلامتی

 

یک ختم هم گرفته شد و پر بدک نبود

بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند

لطف شما زیاد

 

اما ندای قلب بگوشم همیشه گفت :

این حرفها برای تو مادر نمی شود

پس این که بود که

دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید

لیوان آب در بغل من قرار داد

در نیمه های شب

 

یک خواب سهمناک و پریدم به حال تب

نزدیکهای صبح

او باز زیر پای من اینجا نشسته بود

آهسته با خدا

راز و نیاز داشت

نه او مرده بود

نه او نمرده است که من زنده ام هنوز

اوزنده است در غم و شعر و خیال من

 

میراث شاعرانه ی من هر چه هست از اوست

کانون مهر ماه مگر میشود خموش

آن شیر زن بمیرد ؟ او شهریار زاد

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

 

او با ترانه های محلی که می سرود

با قصه های دلکش و زیبا که یاد داشت

ازعهد گاهوار ه که بندش کشید و بست

اعصاب من بساز و نوا کوک کرده بود

 

او شعر و نغمه در دل جانم بخنده کاشت

وانگه به اشکهای خود آن کشته آب داد

لرزیدن و برق زدن به آن اهتزار روح

وز اهتزار روح گرفتم هوای ناز

 

تا ساختم برای خود از عشق عالمی

او پنج سال کرد پرستاری مریض

در اشک و خون نشست پسر را نجات داد

اما پسر چه کرد برای تو ؟ هیچ هیچ

 

تنها مریضخانه به امید دیگران

یکروز هم خبر که بیا او تمام کرد

در راه قم به هر چه گذشتم عبوس بود

پیچیده کوه و فحش به من داد و دور شد

 

صحرا همه خطوط کج و کوله و سیاه

طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین

دریاچه هم به حال من از دور میگریست

تنها طواف دور ضریح و یکی نماز

 

یک اشک هم به سوره یاسین من چکید

مادر بخاک رفت

آن شب پدر به خواب من آمد صداش زد

او هم جواب داد

 

یک دود هم گرفت بدور چراغ ماه

معلوم شد که مادر از دست رفتنی است

اما پدر به غرفه ی باغی نشسته بود

شاید که جان او بجهان بلند برد

 

آنجا که زندگی ستم و درد و رنج نیست

این هم پسر که بدرقه اش می کند به کور

یک قطره اشک مزد همه زجرهای او

اما خلاص میشود از سرنوشت من

 

مادر بخواب خوش

مادر سفر بخیر

منزل مبارک

آینده بود و غصه ی بی مادری من

ناگاه ضجه ای که به هم زد سکوت مرگ

من می دویدم از وسط قبرها برون

او بود و سر به ناله بر آورده از مغاک

 

خود را به ضعف از پی من باز میکشید

دیوانه و رمیده دویدم به ایستگاه

خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع

 

ترسان زپشت شیشه در آخرین نگاه

باز از آن سفید پوش و همان کوشش و تلاش

چشمان نیمه باز

از من جدا مشو

 

می آمدیم و کله ی من گیج و منگ بود

انگار جیوه در دل من آب می کنند

پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم

خاموش و خوفناک زهم می گریختند

 

می گشت آسمان که بگوید به مغز من

دنیا به پیش چشم گنهگار من سیاه

وزهر شکاف ماشین سوزو غریو  باد

یک ناله ضعیف هم از دلم دوان دوان

 

می آمد و به مغز من آهسته می نشست

تنها شدی پسر

باز آمدم به خانه چه حالی نگفتنی

دیدم نشسته همیشه کنار حوض

 

پیراهن پلید مرا باز شسته بود

انگار خنده کرد ولی دلشکسته بود

بردی مرا بخاک سپردی و آمدی

تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر

می خواستم به گریه در آیم ز اشتباه

اما خیال بود

 

ای وای مادرم 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:26  توسط رضا راد  | 


سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر

روز مقاومت -ایثار -حماسه و پیروزی بر همه ایرونی ها ی دلیر و غیرتمند مبارک

ریشه ی         من و تو ما       تو دل    این خاک  پاکه

ریشه ای که شاخ و برگش      مثه تاکه    سینه چاکه

مگه نه ؟ . . . ترانه ریشه رو از اینجا بشنوید

 

 

ریشه

می گن     ایرونی دلیره                 تو شهامت      مثه شیره

هر کجا هر کی که باشه               پای ایرونش       می میره

خاکمون          غیرتمونه                قبله ی           حاجتمونه

ریختن خون     پای خونه               نشونه               جراتمونه

 

مرد میدون        عاشقونه              روی این خاک سر می ذاره

پای ایرون           بی بهونه             با شجاعت           سر بداره

خون همخون میشه جاری             تا که این خاک        گل بیاره

توی گلدون           یادگاری             صد شقایق          بی قراره

 

ریشه ی   من و تو و ما

تو دل       این خاک پاکه

ریشه ای    که شاخ و برگش

سینه چاکه     مثه تاکه

 

خاک ایرون           ریشمونه              عزت          همیشمونه

عشق و    ایثار و    حماسه              کسب و کار و پیشمونه

می تونی هر کی که باشی           واسه ی خاکت فدا شی

می تونی         بشی پرنده            تو دل آدما         جا شی

 

سبزه و سرخ و         سفیده               پرچم ما          رنگارنگه

یکی از پرچم            بریده               یکی اما         مرد جنگه

دل شیشه ای         ندیده                کشته ی       تیر تفنگه

مثه لاله                   آرمیده             خواب نازش  چه قشنگه

 

ریشه ی   من و تو و ما

تو دل       این خاک پاکه

ریشه ای    که شاخ و برگش

سینه چاکه     مثه تاکه

آهنگ و تنظیم : عارف علیپور

کیبورد : عارف علیپور

گیتار باس : حافظ آهنگری

گیتار الکتریک : نوید غیاثی

ویلن : میثم رودباریان

خواننده : معین رستگار

همخوان : مینا طوسی

ترانه سرا : رضا راد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 15:28  توسط رضا راد  | 


در پستهای زیر از وبلاگ تا ترانه به نقد شش ترانه از استاد اردلان سرفراز پرداخته شده : 

ماهی تنگ بلور http://tataraneh.blogfa.com/8607.aspx

دو پنجره http://tataraneh.blogfa.com/8608.aspx

طلاق http://tataraneh.blogfa.com/8609.aspx

مرداب http://tataraneh.blogfa.com/8610.aspx

مصلوب http://tataraneh.blogfa.com/8611.aspx

قمری http://tataraneh.blogfa.com/8612.aspx

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:56  توسط رضا راد 


 

سلام به دوستان همترانه حرف خاصی نیست

فقط خواستم بگم که اردیبهشتی هستم و امروز روز تولدمه

بجهت کارمند بودن مادرم و بد قلق بودن خودم که در مهد کودک لج می کردمو و بند نمی شدم صبح تا ظهر منزل همسایه ای می موندم تا مادرم از سر کار برگرده

اون همسایه ها بندگان خدا هم که خودشون گرفتار کار خونه بودن - برام هی پشت هم ترانه های دهه ی چهل و پنجاه پخش می کردن تا نق نق نزنم و آروم بگیرم شاید علاقه ام به ترانه از بدو تولد شروع شد

مادرم میگه که در پنج سالگی یه نقاشی کشیدم و ازش خواستم که شعرمو پای نقاشیم بنویسه -راستش حالا که به شعر دقت می کنم می بینم مثل خود عکسم تو اون سالهاخاکستریه و جالب اینه که یهو هم مثل حرفه ایها در بند شعر وزنشو میشکونم

در این پست اون  شعرو که اسمش بود کبوتر براتون می نویسم  :

 

کبوتر

 

اینم جنگل و کبوتر

اینم دریا و کبوتر

اینم  خورشید و کبوتر

اینم صحرا و کبوتر

 

کبوتر حالت خوبه؟

نه نه نه

مامان بوس بده خوب میشه؟

آره آره آره ...

 

ترانه سرا : رضا راد

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:0  توسط رضا راد  | 


با سلامی به عطر شکوفه های بهاری

 

یه هفته از تحویل سال نو میگذره و نوروز دیگه ای از راه رسیده

این عیدو به همه ی شما دوستان همترانه تبریک عرض می کنم.

حالا که فصل بهاره نمی دونم چرا یادم افتاد ترانه ی بی ستاره

ترانه ی بی ستاره نوشتن ترانه ی جوون پسندی بود به سفارش دوستان جوون و با انرژی

توسط مدیر گروه (۰۱۱۱) ترانه ای هیپ هاپ از خواننده ی ترک بنام اسماعیل انتخاب و تحویل شد تا خمیر مایه ی نسخه ی ترکی رو دیدم قبول کردمو و ترانه سرا موندو حوضش

وقتی هم کنار حوض تنها بمونی آخرش ترانه ی رو حوضی می نویسی 

راستش از این دست کارای رو حوضی در بازار نابسامان ترانه زیاده

ولی متاسفانه اکثرا بی قافیه و بی سرو ته

هر چند آهنگ سمپلی بود ولی سعی شد که کلام سمبل نشه

و حداقل ترانه یه قصه ای با خودش داشته باشه اون قصه- غصه ی آدمای بی ستاره اس

منتظره نظرتونم چون نمی تونم بی تو بمونم و از تو نخونم  

 

ترانه بی ستاره را از اینجا بشنوید

 

و در صورت داشتن حس کنجکاوی نام ترانه ی نسخه ی ترکه هست  bombabomba

و ترانه ی اصلی رو -می تونید از اینجا بشنوید

و  آدرس سایت خواننده اش هم همینه :

http://h903957.serverkompetenz.net/ismailyk/

 

 

 

 

بی ستاره

 

کسی خبر نداره              شدی  یه بی ستاره  

یه عمره که عشق من        سر به سرت می زاره

هر روزو شب همیشه        می شینی پشت شیشه

به فکر اینم چرا               دلت عاشق نمیشه

 

عشق   میگه   چشامو بستی

تو     حالا دیگه    تو دل نشستی

 

آرزومه روزی برق عشق تو چشات بشینه

یه روز بیاد اونروز چشام گریه هاتو نبینه

اگه باشی یا نباشی قلبم عاشقترینه

 

اگه باشی یا نباشی   بی تو با تو    همه زندگی  به رنگ عشقه

عاشقم من              عاشق تو       نرو که دلم   دلتنگ عشقه

 

عشق تو مثه آتیشه که می سوزونه          

این دل منه که همیشه با تو می مونه

تو می شکنی  دل شیشه با صد بهونه         

چراعاشق نمیشه این دل دیوونه

 

یاد  عشق تو عشق من  شوق تو     

روزعاشقی  داشت دلم   ذوق تو  

همه وقت من  دائما   صرف تو      

فرصتا خیلی زود گذشت پای حرف تو 

   

اون روزا آدما چش زدن به عشقمون  

یادته گفتیم کاشکی بشه   کور چشمشون

حالاعشق ما  این  روزاهر جا       شده حرف همه

پس بدون      که من تو رو       دوست دارم یه عالمه

 

اما یه روز با رفتنت 

دل بریدم از داشتنت  

من که یه پروانه بودم  

دور چشای روشنت

 

بزار باد بیاد تا بره    نامه هات    

خیلی زیاد  مونده به یاد   همه وعده هات

 

تو با من بودی که زودی  رفتی عزیز    

تو نگفتی یه چیز   

منم اون نامه هاتو کردم ریزه ریز

 

از کنار عشق من دیگه ساده رد  نشو   

تو که عمری خوب بودی    پس بمونو بد نشو

    

وقتی اومدی    با خنده هات    خلوتمو شکستی

برده دلمو       چشم سیات       توی دلم نشستی

مونده از اون روزا     از من و تو     عکسای یادگاری

تو شدی حالا               بی ستاره       تنهای روزگاری

 

اگه باشی یا نباشی قلبم عاشقترینه

 

عشق تو مثه آتیشه که می سوزونه          

این دل منه که همیشه با تو می مونه

تو می شکنی  دل شیشه با صد بهونه         

چراعاشق نمیشه این دل دیوونه

 

نمی تونم       بی تو بمونم      از تو نخونم

مهربونم        فقط تو رو می خوام   از دل جونم

بمون نرو عشق من  می خوام باهات بمونم  

                                   

ترانه سرا : رضا را د / rezaRAD

-----------------------------

آهنگساز و خواننده ی پاپ :

ماهان بهرام خان / bahramkhanMAHAN

رپرها :

نیما /nimaK2

و اشکان / ashkanCOOL

صدا بردار : آریا آرام نژاد / Ariya DJ

با تشکر از مجید اعظامی 

info@0111music.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 21:36  توسط رضا راد  | 


تو که دنبال غذای سگی خودتو نگیر ریش بگی ...

از یه طرف تهرون بزرگ و مسافر کشی جوونای جنوب شهری با ماشینهای خارج از رده و لگن

و از طرف دیگه  گازو تیک آف ناز پروده های شمال شهر تو اتوبانها با ماشینهای مدل بالا

و آخرش هم حسرت اون ماشینها تو دل مسافرکشا  که غصه ی قصه ی ترانه شد

ترانه ي چشم لنزي نوشتن ترانه ی فارسي روی کلیپی طنز و کارتونی از شکیرا بنام : 

shakira  objection   ( tango)  / laundry   service

خط روائی این ترانه روي سه شخصيت محوري دور مي زد

اول  دختري با كلاس با چشم لنزي و موهای مشی

دویم پسري آس و پاس كه كارشه مسافر كشی

سییم شيطونه وسواس خناس و شورشی

که مو مشی رو اغفال میکنه بخنده بشغل مسافر کشی

ببخشید که متن ترانه طولانی شد ولی در اجرا فقط پنج دقیقه شده و فتوکپی برابر اصله

طالبای کارای خانم  شکیرا واسه تسته ترانه ی برگردونش به زبون فارسی دربست بیان بالا

خوشحال میشم اگه بفرمائید ایندست کپی کاری در ترانه مجازه ؟ با اجازه

ترانه را از اینجا  بشنو ید

چشم لنزي

عينك دودي رو به چشات زدي

دستی رو مي كشي تيك آف بلدي

توئی که  سوار ماشين بنزي

 خودتو نگير چشم لنزي

***

 ( زیر صدا  با وسوسه ی شيطان:  چه ضد حالي برو به رالي  )

***

چرا با این پائين شهري ا قهري     بالا شهري

مي توني شيرين باشي ولي زهري    وقتي قهري

اينهمه رنگ و لعاب و افاده    چه زياده

آخره زندگي رفته بباده   خيلي ساده

***

بنزه زير پاتو گرفتي كادو

پيكان زير پاشه شده يه پادو

وقتيكه مي بيني مسافركشي

خودتو نگير مو مشي

*** 

(  زیر صدا با وسوسه ی شيطان : چه ضد حالي برو به رالي  )

***

سر تر از بنزته همون قراضه     روزي سازه

كا ر تو با ماشين تیک آف و گازه    عشقت جازه

نگو كه ساعته قول و قراره     وقت ياره

قلبي اسيره غم روزگاره    غصه داره

*** 

وقتي گوش مي دي تكنو يا متال

 کم کن ولومو نگو بي خيال

چشم لنزي

*** 

( وسوسه شیطان )

بگو بنزه تو سره

متالیکه دل می بره

تو بازی سرعت و گاز

پیکان می بازه آخره

تو كه پشت بنز سواري

چيكار به اين كارا داري

پياده ها رو بي خيال

 گازو بگير بايد بري

گازو بگير بايد بري

( خنده ی شیطان  )

*** 

چرا با این پائين شهري ا قهري    بالا شهري

مي توني شيرين باشي ولي زهري    وقتي قهري

نگو كه ساعته قول و قراره   وقت ياره

قلبي اسير غم روزگاره   غصه داره 

اينهمه رنگ و لعاب و افاده   چه زياده

آخره زندگي رفته بباده   خيلي ساده

تنظیم : عارف علیپور

خواننده : شهراد یحیی تبار

ترانه سرا : رضا راد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 15:22  توسط رضا راد  | 


 با سلامی به گرمی وسائل گاز سوز بی رمق

 که اینروزا سلامک ما هم در سرمای زمستون خودش یجور غنیمته واسه گرمای وجود

حتما ضرب المثل نه به باره نه به داره رو شنفتید

در ادبیات کهن اومده دختری شهر آشوب در بازار شلوغ شهر پرسه و هرزه گردی می کرد و روزانه با جوانای مختلفی خوش و بش داشت که نهایتا این گفتمان فرهنگی  به اخذ آدرس دختر منجر میشد

یه روی دیگه سکه هم این بود که دم دمای شب همیشه اطراف خونه ی دختر شلوغ میشد و جوونای زیادی پشت درهای بسته می موندنو علف زیر پاشون سبز میشد

کفاشی هم که کنار خونه ی دخترک بساط داشت دیدن جوونای سرکار گذاشته – تفریح شبانه اش بود

یه روز دو جوون که منتظر باز شدن درب ومورد استقبال قرار گرفتن توسط دختر شهر آشوب بودن از سر علافی همدیگه رو تخلیه اطلاعاتی کردن و نهایتا دیدن که هر دوشون در یه ساعت مشترک قرار ملاقات دارن 

با مشخص شدن این موضوع دعوای شدیدی در گرفت وهر یک از دو جوون شاکی بود که ادعای طرف مقابل کذبه وبا شدت گرفتن درگیری سر و صورت دو جوون خونین و مالین شده بود و لی همچنان زد و خورد ادامه داشت کفاش که از بیفکری جوونا بجوش اومده بود جلو رفت و دو جوونو جدا کردوگفت :

نه بباره نه بداره ....

و این جمله ضرب المثل شد ولی بقیه ضرب المثل چون فرهنگی نبود سینه به سینه حذف شد

ترانه ی سردر گم برداشتی آزاد از این داستانه قدیمیه  البته اینبار از دختر شهر آشوب بازار شلوغ و کفاش خبری نیست صحبت از شیطنتهای دانشجوئی و افه بازی عده اییه که فقط عاشق آشوبهای عشقی دانشجوئی ان ولی توشون چیزی نیست و دل پاکی و زلال دارن و مثل مریم بانجابتن

البته اینکارو توجیه نمی کنم چون شاید تو این گیر و دار یهو قصه ی چوپان دروغگو بازسازی بشه

 

 سردر گم

 

اي رفيقو همكلاس بردی از سرم حواس

ای طلسمم بگو اسمم توی دفترت کجاس

نقل حرف مردمم عاشقي سردر گمم

نمي تونم كه بمونم وقتي عشق چندمم  وقتی عشق چندمم

نه بباره نه به داره

عشق تازه اش گله داره

طفلی قلبش سره کاره

اين گلايه خنده داره

 

*   *   *

 

اي رفيقو همكلاس توشدی چه ناسپاس

تو نموندی تو پروندی از سرم هوش و حواس

نقل حرف مردمم عاشقي سردر گمم

نمي تونم كه بمونم وقتي عشق چندمم  وقتی عشق چندمم

 

رفیق  سابقمی نگو که لایقمی

حالا دیگه دل نمیگه تو هنوز عاشقمی

 

*   *   *

با دو رنگي اومدي چه دروغا بلدي

من بریدم تا که دیدم از تو اینهمه  بدي

نه بباره نه به داره

عشق تازه اش گله داره

طفلی قلبش سره کاره

اين گلايه خنده داره

ها ها ها ها

 

*    *    *

اي رفيقو همكلاس توشدی چه ناسپاس

تو نموندی تو پروندی از سرم هوش و حواس

حالا نوبت منه وقت عاشق شدنه

نگو سخته حالا وقته اسمتو خط زدنه

 

آهنگ و تنظیم : جواد جعفرزاده