بعد از بگو مگو های خفن سر فرستادن فیلم جدائی نادر از سیمین به جشنواره ی
اسکار بهر حال فیلم بر پرده ی اسکار نمایش پیدا کرد و افتخار آفرید
دستمریزاد به جناب اصغر فرهادی و تیم حرفه ای همراش![]()

به بهانه ی بگو مگو های دو زوج فیلم ترانه ی بگو مگو را از اینجابشنفید
بگو مگو
بخوای نخوای عاشقتم /بری نری عشق منی
برو بیا ت چه دیدنی / بگو مگوت شنیدنی
از حرف آدما پری/گفتی که از من دلخوری
بخوای نخوای مال منی/ نگو ازم دل می بری
تو عاشقونه / یه روز به من سر زدی
با یه بهونه / به خلوتم اومدی
خدا می دونه / از من ندیدی بدی
از بوم خونه / حالا چرا پر زدی
***
خونه ی من تو قلبته/ کلیدشم تو دسته
قفلشو واکن نازنین / گوشه نشینی بسته
عشق تو سرنوشتمه/ دیدن تو بهشتمه
ترانه هام برای تو/حرفای دس نوشتمه
تو عاشقونه /یه روز به من سر زدی
با یه بهونه /به خلوتم اومدی
خدا می دونه /از من ندیدی بدی
از بوم خونه /حالا چرا پر زدی
آهنگ و تنظیم و اجرا : ماهان بهرام خان
نشر:آوای نکیسا در آلبوم من هنوز
ترانه سرا :رضا راد

خنده به دلمردگی زمین کرد
عمو نوروز
خواننده : مقتدی غرباوی
آهنگساز : عارف علیپور
ترانه سرا : رضا راد
ترانه را با کیفیت ۱۲۸ از اینجا دانلود کنید

قلب عاشق میشه اهل نارو و آهنی باشه ؟
منکه به قلب عاشق با وفا و شیشه ای ایمان دارم...
میشه با گفتن یه نه با طلاق /سرنوشتا رو جدا کردو گذشت
میشه پیوند یه عمرو پاره کرد / آشیون ها رو رها کرد و گذشت
اما این غنچه گلامون چی میشن؟ /اونا که فردا رو باید بسازن
اونا که با چشم گریون می بینن /امروزو فردا رو دارن می بازن
دلای مضطربو کوچیکشون / که تو سینه داره پرپر می زنه
مثه گنجشکی که افتاده به سنگ /میون سرخی خون جون می کنه
من و تو مسئولیم ....من و تو مسئولیم ....من و تو مسئولیم

ترانه ی قلب عاشق رو با کیفیت ۱۹۲ از اینجا بشنوید
قلب عاشق
چیزی ندارم /برات بزارم /بجز یه قلب عاشق
دلو شکستی / تو دیگه نیستی /مثه روزای سابق
نامهربونی /منو می رونی /می خوای جدا شی از من
ولی هنوزم /بپات می سوزم /مثه یه شمع روشن
هر چی که میگذره /عشق من بیشتره /نمی ری از خاطرم
قلب من می زنه/ قلبت از آهنه /ازم می خوای که برم
عشقو که ندیدی /چیزائی شنیدی /من از تو عاشقترم
به من رسیدی /چه زود بریدی /بجرم دوس داشتنم
قلبو سوزوندی/ رفتی نموندی / دل کندی از داشتنم
میشد که باشی /تو سینه جا شی /عشقو بپات بریزم
منو ببینو /تا بگم اینو /دوست دارم عزیزم
چیزی ندارم /برات بزارم /بجز یه قلب عاشق
دلو شکستی / تو دیگه نیستی /مثه روزای سابق
خواننده : ایمان
آهنگ و تنظیم : شهیاد
ترانه سرا : رضا راد

تشنه ام اما نه بر آب فرات/آب می خواهم ولی آب حیات
آب در دست کمان دشمن است/تیر آن نامرد احیای من است
عزاداری همگی قبول
از زمزمه دلتنگم /از همهمه بیزارم /نه طاقت خاموشی /نه میل سخن دارم
در تجربه ی نوشتن ترانه ی تیتراژ مستند خارج از گود به کارگردانی هادی نادری :
به این رسیدم که : خارجه گود نقشه ها پاکه و نقش بر آبه
یعنی بدون نشستن سر سفره ی دل پهلوونا نمیشه به شناخت این صنف رسید
با رفتن به گود پهلوونی این تراک دلی با هنرنمائی خواننده با مرام مقتدی متولد شد
تیتراژ پایانی این مستند را از اینجا ببینید

خارج از گود
پهلوونی /بوسه به خاکه /خارجه گود/نقشه ها پاکه
پهلوون حالا دیگه /معرکه به تو میگه /رفتنییه
سفره ی دلت پره /حرف حق بی دلهره /گفتنییه
قصه اینه / زندگی میدون بازی / واقعی یا صحنه سازی / چه غریبه
در کمینه / زهر نیشه قدرت و مال / دنیا مار خوش خط و خال / دلفریبه
روزائی که / تو ی شهرا دوره گردی / یه تنه با کوه دردی / همنبردی
وقتائی که / توی خاکی تشنه هستی / چشاتو رو چشمه بستی / خیلی مردی
***
چون پوریا /باختیو بردی/در راه عشق /کم نیاوردی
طعم شیرین گذشت /توی کام سرگذشت / موندنییه
قصه ی دلدادگی /با یه دنیا سادگی /خوندنییه
پهلوونی / تو چشات نداره اخمی / بازوی ستبر و زخمی / پر غروره
آسمونی /به زمین نداره عادت / گنج قارون – زرو ثروت/لب گوره
عمر آدم / مثل دونه های زنجیر / پاره میشه زودو یا دیر / روز و شبها
دیگه کم کم / معرکه گیر زمونه / لب حوض غم می مونه / تک و تنها
آهنگ و اجرا : مقتدی غرباوی
ترانه سرا : رضا راد

صائمان عیدتان مبارکباد

آواز را با کیفیت ۱۲۸ از اینجا بشنوید
اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد
كـو خـورندهي لــقمـه هاي راز شـــد
لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب
ســـوي خوان آسـمــاني كن شـــتاب
گـر تــو اين انبان ز نـان خــالي كـــني
پـر زگـــوهــــر هـــاي اجــــلالي كـــني
طــفل جـان از شـير شــيطان بــاز كن
بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلك انـــباز كــن
چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام
امـــتحـــان كــن چـــند روزي با صــيام
چــند شــب ها خواب را گشتي اسير
يــك شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير
شاعر : مولوي
اجرا : محمد رضا شحریان
آی آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یك نفر در آب دارد میسپارد جان.
یك نفر دارد كه دست و پای دائم میزند،
روی این دریای تند و تیره و سنگین كه میدانید.
آن زمان كه مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان كه پیش خود بیهوده پندارید،
كه گرفتستید دست ناتوان را
تا توانی بهتر را پدید آرید،
آن زمان كه تنگ میبندید،
بر كمرهاتان كمربند،
در چه هنگامی بگویم من؟
یك نفر در آب، دارد میكند بیهوده جان قربان!
آی آدمها كه بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره، جامهتان بر تن؛
یك نفر در آب میخواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته میكوبد،
باز میدارد دهان، با چشم از وحشت دریده،
سایههاتان را ز راه دور دیده،
آب را بلعیده در گود كبود و هر زمان بیتا بیش افزون،
میكند زین آبها بیرون،
گاه سر، گه پا.
ای آدمها!
او ز راه دور این كهنه جهان را باز میپاید،
میزند فریاد و امید كمك دارد؛
آی آدمها كه روی ساحل آرام در كار تماشایید!
موج میكوبد به روی ساحل خاموش،
پخش میگردد چنان مستی به جا افتاده بس مدهوش،
میرود نعرهزنان. وین بانگ از دور میآید:
ـ «آی آدمها»...
و صدای باد، هر دم دلگزاتر،
در صدای باد، بانگ او رهاتر،
از میان آبهای دور و نزدیك
باز در گوش آید این نداها.
ـ «آی آدمها»
۲۷ آذر ۱۳۲۰ نیما یوشیج
http://rezanooshmand.blogfa.com/post-327.aspx
غرق شدن جوان اصفهانی در ساحل خزر بهانهای شد واسه درج شعر سپیدی از نیما که به سیاهی دل آدمهای عافیت طلب و بی تفاوت می پردازه داستان غم انگیزمرگ جوان اصفهانی به روایت خواهر زاده ام در تیرماه امسال به این شرح بود:
خواهر زاده ام که در کنج اسکله ای از دریا -خسته از دویدن صبحگاهی نشسته بود متوجه ی سر و صدا عده ای جوون میشه که گذری به ساحل می رسن ابتدا کل کل و شوخی و سپس کشتی رفقای همسفر در ساحل نرم ماسه ای که در ادامه ی این تفریحات سالم مسافران گذری تک تک تنی به آب می زنن و یکی شون که از کمین دریای بظاهر آرام برای جونش بی اطلاع بود- به اسکله می ره واسه حرکات مهیج و شیرین کاری و شیرجه که از بد حادثه ظاهرا همون بدو امر عضلاتش می گیره و دست کمک به سوی دوستان دراز می کنه
بد بیاری اینجاست که کسی شنای درستو حسابی بلد نیست پس اولین فکری که به ذهنهای دوستان رسید بردن دستی یا چیزیه که جوون طعمه ی دریا بتونه اونا دستاویز قرار بده و جونشو دست بگیره جوون هول شده و از همه عاجزانه کمک می خواد
آدمی هم که بنظرم مخاطب شعر نیمای این پسته بیخیال این همه سرو صدا نشسته و انور اسکله داره با چوب بلندش ماهیگیری میکنه رفقای جوون ناکام قصه هم التماس می کنن که چوبشو بده تا که شاید دوستشون با گرفتن چوب از این مخمصه ی عزرائیل در بره و تاسف بار اینجاس که ماهیگیر علاوه بر اینکه چوبشو نمی ده دعوا هم راه می اندازه و مسافران بی خبر رو سرزنش می کنه که چرا در مناطق حفاظت نشده شنا می کنن
به روایت خواهر زاده ام که شاهد ماجرا بود ماهیگیر در کمال بیدردی به ماهیگیریش ادامه می ده و دستای جوون هم خسته از تقلای کمک -کم کم در بیکران دریا ناپدید میشه در پایان این داستان واقعی ماهیگیر بومی و آشنا به محل -روی اصل وجدان کاری به دوستان جوون غرق شده که غیر بومی و غریب بودن میگه برن دنبال غریق نجات در مناطق حفاظت شده واسه پیدا کردن جنازه در عمق دریا
با آرزوی آمرزش روح جوون اطفهانی و تاسف برای آدم نمای قصه و
بیاد همکاری در بخش پاپ ترانه ی ساحل با اجرای ماهان بهرام خان
ترانه را با کیفیت ۱۲۸ از اینجا بشنوید
ساحل
خوابیدی رو بال موجا / گم شدی تو دل دریا
کاش می شد بودم کنارت / اما رفتی تک و تنها
دنبالت دارم می گردم / اما نیست از تو نشونی
روزگار ما رو جدا کرد / یه غروب توی جوونی
دل من هواتو کرده / خنده هات یادم نمی ره
کاش می شد دستای سردم / دست گرمتو بگیره
حالا ساحل چشم براته / دنبال یه رد پاته
وسعت آبی دریا / آخره خاطره هاته
تن تو به روی دستا / دست من روی چشامه
نمی خوام مرگو ببینم / رفتنت روز عزامه

